الشيخ لطف الله الصافي الگلپايگاني
418
الهيات در نهج البلاغه (فارسى)
حقير شمردن . پس [ پيامبر ] از دنيا به جان و دل روى گرداند ، و يادش را در نفس خود ميراند ، و دوست مىداشت كه زينت دنيا از چشم او پنهان گردد تا مبادا از زينت آن لباس فاخرى برگيرد ، يا اميدوارِ ماندن و اقامت در آن شود . رسانيد از سوى پروردگارش در حالى كه عذر [ اشخاص و مكلّفان ] را زايل كرد ، و امّت را پند داد در حالى كه ترساننده [ از عذاب الهى و عواقب سوءِ اعمال ] بود ، و به سوى بهشت خواند در حالى كه مژدهدهنده بود ، و از آتش برحذر داشت در حالى كه تحذيركننده بود . در خطبهء 115 مىفرمايد : أَرسَلَهُ داعِياً إِلَى الحَقِّ ، وَ شاهِداً عَلَى الخَلقِ . فَبَلَّغَ رِسالاتِ رَبِّه غَيرَ وانٍ وَ لا مُقَصِّرٍ ، وَ جاهَدَ فِي اللَّهِ أَعداءَهُ غَيرَ واهِنٍ وَ لا مُعَذِّرٍ . إِمامُ مَنِ اتَّقى وَ بَصَرُ مَنِ اهتَدى . فرستاد او را ( پيامبر را ) دعوتكننده به سوى حق ، و گواه بر خلق . پس او رسانيد رسالتها و پيامهاى پروردگارش را بدون سستى و تقصير ، و جهاد كرد در راه خدا با دشمنان او بىآنكه سستى كند و عذرآورنده باشد . اوست پيشواى پرهيزكاران ، و بصيرت و بينايىِ هدايتخواهان . در خطبهء 159 مىفرمايد : وَ لَقَد كانَ صَلَّى اللَّهُ عَلَيهِ وَ آلِه يَأكُلُ عَلَى الأَرضِ ، وَ يَجلِسُ جِلسَةَ العَبدِ ، وَ يَخصِفُ بِيَدِه نَعلَهُ ، وَ يَرفَعُ بِيَدِه ثَوبَهُ ، وَ يَركَبُ الحِمارَ العارِيَ . وَ يُردِفُ خَلفَهُ وَ يَكونُ السِّترُ عَلى بابِ بَيتِه فَتَكونُ فيهِ التَّصاويرُ ، فَيَقولُ : يا فُلانَةُ - لِإِحدى أَزواجِه - غَيِّبيهِ عَنّي ، فَإِنّي إِذا نَظَرتُ إِلَيهِ ذَكَرتُ الدُّنيا وَ زَخارِفَها . و به تحقيق او ( حضرت محمّد ) صلى الله عليه و آله روى زمين غذا مىخورد ، و مانند غلامان